مهران علم‌بیگی

چجوری باید موسیقی یاد گرفت و چه منابعی رو باید دنبال کرد.

مقدمه

خب اول از همه این رو بگم که موسیقی ذاتا درخت بسیار گسترده‌ای هست با طیف‌ها و شاخه‌های بسیار که هرکدومشون مثل گلی هستن که بوی مختص به خودشونو دارن.

اما در نهایت تمام این شاخه‌ها به یه درخت متصلن، و اونم موسیقیه. ریشه‌های این درخت هم مثل سایر هنرها و سایر علوم، به فلسفه و ریاضیات اتصال پیدا می‌کنه.

اما خب همه قرار نیست تا اون ریشه نفوذ کنن. یه عده صرفا شنونده‌اند و فقط با برگ‌های این درخت کار دارن، یه عده کمی تخصصی‌تر گوش می‌دن و یا یه ساز رو می‌زنن که اونا با شاخه‌ها کار دارن، یه عده آهنگسازی می‌کنن که اونا با تنه این درخت کار دارن، و یه عده تئوریسینن که با ریشه‌های این درخت سر و کار دارن و تمرکزشون روی ریاضیات و فلسفه هست. توجه کنید که دستیبانی به این ریشه، نیازمند اینه که تسلط کافی به تمام اجزای این درخت (برگ و شاخه و تنه) داشته باشید. در غیر این صورت دستیبابی به ریشه، غیرممکنه.

بنابراین برای یادگیری حرفه‌ای موسیقی، در ابتدا باید شنونده خوبی باشید.

تعصب رو بذارید کنار، تعصب آفته، سمه. نگید من طرفدار فلان شخص و گروهم یا طرفدار فلان سبکم و فلان سبک رو گوش نمی‌دم. گوشاتونو باز کنید و با دقت به هرچیزی که جلوتون میذارن گوش کنید. این اولین قدم برای موفقیت در زمینه موسیقیه

انتخاب ساز

اصلا مهم نیست چه سازی یاد می‌گیرید، ایرانی یا غربی / شرقی. فقط یه ساز رو دستتون بگیرید و شروع کنید. نگید این ساز آسونه، اون ساز سخته. همه سازها سختن. ما ساز آسون نداریم. ولی باید شروع کرد. تمام سازها، توان این رو دارند که بهتون یاد بدن مبانی اصلی تئوری موسیقی چیا هستن: ملودی، هارمونی، ریتم. و Rudiment ها که شامل این موارد هستن:

  • Scales
  • Chords
  • Keys
  • Notation

هرکدوم یه موضوع کامل با موضوعات فرعی مهمی هستن که باید بررسی کنید که آیا هدف شما نوشتن آهنگ‌های بهتره یا خیر.

تمام قدم‌های بعدی که می‌شمارم، مهمترین قدمش، همین قدم قبلی (آشنایی با ساز) هستش. تا زمانی که ساز دستتون نگیرید، قدم‌های بعدی رو نمی‌تونید یاد بگیرید.

مهارت نت‌خوانی

نت‌نویسی موسیقی نحوه تجزیه و تحلیل مفاهیم تئوری موسیقیه. درک نحوه نگارش زبان موسیقی پایه و اساس رشد دانش تئوری شما رو فراهم می‌کنه.

حتی اگه هیچ‌وقت موسیقی رو از روی یه موسیقی نوشته شده اجرا نمی‌کنید، نحوه نمایش موسیقی توی صفحه به شما کمک می‌کنه نقاط رو بین اون چیزی که می‌شنوید و اون چیزی که می‌نوازید متصل کنید.

چه بخواید ایده‌های خودتونو بنویسید، چه نت‌های موسیقی اجرا کنید، یا فقط بفهمید توی یه آهنگ چه خبره، خوندن نت یکی از بهترین راه‌ها برای کار روی تئوری موسیقیه.

سلفژ و نت‌خوانی رو هم به مرور توی کلاس موسیقی یاد می‌گیرید. بعد از اون برای یادگیری حرفه‌ای‌تر می‌تونید کتاب تئوری موسیقی استاد مصطفی کمال‌پورتراب رو مطالعه کنید

آکورد ها

آکوردها نشون می‌دن که چطور نت‌ها با همدیگه کار می‌کنن.

آکوردها واحدهای منفرد هماهنگن. زمانی استفاده می‌شن که گروه‌هایی از صداهای همخوان با هم به صدا در میان.

رابطه بین گام دو پرده به عنوان یه فاصله شناخته می‌شه. نوع فواصل موجود در داخل یه آکورد، کوالیتی آکورد رو تعیین می‌کنه.

ممکنه قبلاً با ماژور و مینور - دو کوالیتی اصلی آکورد - آشنا باشید. اما چیزهای بیشتری برای دونستن وجود داره.

نحوه ترکیب صداها توی ساختار یه آکورد و نحوه تعامل آکوردهای مختلف با همدیگه، بخش هایی از هویت یه آهنگ رو تعیین می‌کنه.

کنار هم قرار دادن آکوردها توی یه سکانس یکی از بخش‌های اساسی ترانه‌سرایی هستش. به دنباله‌ای از آکوردها که از نظر موسیقایی خوشایند هستن، chord progression می‌گن.

یادگیری نحوه ساخت آکوردهای فردی و تنظیمشون با هم مهارتیه که می‌تونید با یادگیری تئوری موسیقی، بهبود بخشیدش.

کتاب فرهنگنامه آکورد رو از آقای رضا افشار، پیشنهاد می

گام‌ها

گام‌ها اساس هر ملودی هستن. گام، رودیمنت اصلی بعدی توی موسیقی هستش.

گام ماده خام ملودیه.

هر قطعه موسیقایی ملودیک با آهنگی قابل خوندن برای فرم خود به یه گام متکی هستش.

گام، مجموعه‌ای متوالی از نت‌ها با الگوی خاصی از پرده و نیم‌پرده‌ها هستش.

این الگو صدای گام و نحوه استفاده ازش در آهنگ‌ها رو تعیین می‌کنه.

گام‌های مختلف حالات، احساسات و ویژگی‌‌های متفاوتی رو برای یه قطعه به ارمغان میارن - و امکان‌های ملودی متفاوتی رو فراهم می‌کنن

و گام اساسی، ماژور و مینور هستن، گام ماژور از الگوی پرده-پرده-نیم‌پرده-پرده-پرده-پرده-نیم‌پرده پیروی می‌کنه.

گام مینور از الگوی پرده-نیم‌پرده-پرده-پرده-نیم‌پرده-پرده-پرده پیروی می‌کنه.

اما این فقط آغاز ماجراست. گام‌های مختلف زیادی وجود داره که هرکدوم دارای امضای ملودیک منحصر به فرد خودشون هستن.

گام‌ها به اندازه آکوردها توی شکل‌گیری هویت صوتی آهنگ تاثیر زیادی دارن.

‌گام‌ها و آکوردها مقدماتی هستند که برای شروع ساختن موسیقی باید درک کنید

درک تئوری موسیقی

قدم بعدی در یادگیری تئوری موسیقی، کلیدها و امضاهای کلیدی هستن.

یه کلید موسیقی، گروهی از زیر و بم‌هایی که توی اهنگسازی استفاده می‌شه رو مشخص می‌کنه.

در واقع الگویی رو تعیین می‌کنه که گام ماژور یا مینور، و هارمونی home اهنگ رو تشکیل می‌ده.

کلید یه قطعه موسیقی با استفاده از دیز و بمل مشخص می‌شه.

امضای کلید در ابتدای هر خط موسیقی ظاهر می‌شه که نشون می‌ده کدوم نت‌ها باید از حالت اصلی خودشون تغییر داده بشن تا با کلید مطابقت داشته باشن.

کلیدها زمینه هارمونیک و ملودیک برای کنش در یه موسیقی هستن، اونا الگویی رو ارائه می‌دن که به نوازنده‌‌ها کمک می‌کنه تا بدونن موقع نواختن با همدیگه، چه نت‌هایی رو باید بنوازن.

❕یک آهنگ ممکنه توی یه کلید شروع بشه و به یه کلید دیگه ختم بشه، یا قبل از بازگشت، از یه کلید دیگه عبور کنید. به این کار می‌گن تغییر کلیدی.

با پیروی از الگوی دیز و بمل، می‌تونید نام و نت اصلی کلید رو تشخیص بدید

تشخیص و درک ریتم

ریتم، نبض آهنگه.

ریتم جنبه اساسی موسیقیه و در نوع خودش موضوعی عمیقه.

ما اصول اولیه رو به طور گسترده توی بررسی کلی خودمون توضیح دادیم، اما باید بیشتر به ریتم توجه کرد چون این عنصر اصلی موسیقی مدرنه.

عادات و احساس می‌تونن شما رو به مسیری طولانی برسونن، اما درک صحیح از ریتم می‌تونه شما رو به جاهای جدید ببرن.

بیت‌ها فقط ریتم‌هایی هستند که توی رول پیانو توی DAW بهتون نشون داده می‌شن. اگر نمی‌دونید چطور یه ریتم رو توی DAW خودتو تنظیم کنید، به این اموزش خوب نگاه کنید

حتی می‌تونید با استفاده از چرخش DAW، بخشی از احساس انسان رو توی یه ریتم برگردونید.

ریتم‌های مستقیم استاندارد اساس اکثر ضرب‌ها و شیارها هستن، اما پلی‌ریتم‌ها نحوه ارتقای حس ریتمیک خودتون به سطح بالاتری رو بهتون یاد می‌دن.

پلی‌ریتم ها شیارهای ترکیبی هستن که الگوهای ریتمیک مختلف رو با هم ترکیب می‌کنن.

اولش پیچیده به نظر می‌رسه، اما به مرور براتون ساده می‌شه

تمرین

حتی اگر 100 ها کتاب و مقاله درباره تئوری موسیقی بخونید اما بطور عملی تمرین نکنید، ذره‌ای یاد نخواهید گرفت.

هنر هم مثل سایر فنون، با تمرین توی ذهن نقش می‌بنده.

اما چیزی که بیشتر از تمرین نیاز داره، علاقه‌ست!

کافیه علاقه‌تون کمتر از تمریناتتون باشه، اونجاست که دیگه باید فاتحه وقت و یادگیری رو بخونید.

پیش نویس: تئوری موسیقی همینجا تموم نمی‌شه. موسیقی و تئوریش بی‌پایان هستن. من فقط مقدمات و قدم‌های اولیه رو بهتون گفتم. قدم‌های بعدی دیگه یواش یواش وارد انتهای تنه و ریشه می‌شه که نیاز به مطالعات عمیق در زمینه ریاضیات (برای محاسبه فواصل) و فلسفه (برای درک چرایی و چگونگی موسیقی) داره. و البته سبک‌شناسی که به گوش‌های قوی برای تفکیک سازها و صداها و نت‌ها و کوردها نیاز داره